X
تبلیغات
رایتل

شهید حسن بهرامیان

به یاد شهدای روستای ونداده وشهدای گمنام دانشگاه امام صادق(ع)

دوشنبه 15 مهر 1387 ساعت 17:14

مهدی باکری

سال پنجاه و دو تازه دانش جو شده بودم. تقسیممان که کردند. افتادم خوابگاه شمس تبریزى. آب و هواى تبریز بهم نساخت. بدجورى مریض شدم. افتاده بودم گوشه خوابگاه. یکى از بچه ها برایم سوپ درست مى کرد و از من مراقب مى کرد. هم اتاقیم نبود. خوب نمى شناختمش. اسمش را که از بچه ها پرسیدم گفتند «مهدى باکرى». 

 

دوست شهید باکری  

 

 

 

 

 

 

     

 

 

 

                            شادی ارواح مطهر شهدا صلوات